تبليغاتX
یک سبد خالی

یک سبد خالی

به نظر می رسد اینجا دیگر کسی سرک نمی کشد.همه خوابشان برده.گمانم کسی از آن فلوت های سحرامیز دارد که همه را خواب می کند.

ماهیار که رفته با آقایان خارجی حرف بزند شاید راهش بدهند خارج.

تیرگان هم که فوق می خواند و حسابی کلاسش رفته بالا.

من هم برای خودم می پرم.این دقیقاْ کاری است که انجام می دهم!یک جور بی تفاوتی خاص و بد.شاید هم بد نباشد مثل چرکی می ماند که پخش شده باشد و آدم بی حس و بی حال مرگ را انتظار بکشد.بد نیست مزه اش بهتر از انتظار کشیدن زندگی است.از من بشنو!

+ نوشته شده در شنبه نوزدهم آبان 1386 11:16 توسط مهرگان |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X


ما سه نفریم !

بیشتر از نه سال است همدیگر را می شناسیم و دراین مدت بارها تصمیم گرفتیم کار متفاوتی انجام دهیم.در نهایت تمام آنها به خنده های زورکی ختم شد تا بار بعد که دور هم جمع شویم.این آخرین بار تصمیم بر این شد کار متفاوتی انجام ندهیم!وبلاگ بنویسیم.درست مثل بقیه!

قرار نیست مطلب مهمی بنویسیم.هیچ کدام از ما نویسندهء حرفه ای نیستیم.گاهی می نویسیم از سر دلتنگی یا برای خالی نبودن عریضه.شاید نوشته هایمان در حد مرور خاطرات بماند یا نقد یک کتاب شود یا گیس و گیس کشی......


صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

آذر 1386

آبان 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385


نویسندگان

...

تیرگان
مهرگان
ماهیار


پیوندها

وروجک سر گردان
ذهن...؟
قصه ( فعلا خارج از صفه ! )
پری نامه


    تعداد بازديدها:

Night Skin:طراح قالب
POWERED BY: BLOGFA.COM

RSS