تبليغاتX
یک سبد خالی - زندگی پنهانی زنبورها

یک سبد خالی

حوصله که نداشته باشی٬دلتنگ هم که باشی٬برای یک جزوهء تنظیم خانواده هم سر ظهر بیائی دانشگاه(چون دوستات به جهت گشادی نمی تونن!!!) نتیجه اش این میشود که وقتی همه  درس می خوانند٬تو بیای سایت دانشگاه و قینوس بنویسی برای کسی که نمی خواند!خریت حد و مرز ندارد و این تنها وادی ای هست که من میل دارم تا آخر بروم!البته میل هم نداشته باشم زیاد فرقی نمی کند چون به هر حال دارم میروم و سنگ اگر در سرازیری افتاد نمی شود جلوی آنرا  گرفت.

به خودم لطف دارم؟آره خوب!اگه شما هم شب پنج ساعت یک سره آنلاین می بودید چون یکی هست که نه شما به او پی ام می دید نه او به شما مطمئناْ به خریت خودتان ایمان میاوردید!

بگذریم دارم چرند میگویم.البته خیلی دوست دارم حرف هایی بزنم که ارزش خواندن داشته باشد اما می دانم فایده ای ندارد.چون اگر بخواهم در مورد حقوق زن بنویسم ملت می خندند که:دختره هیچی حالیش نیستا زر هم می زنه.خوب راست می گویند ملت.من از حقوق زن جز اینکه اجازه ندارم با کسی بیرون بروم یا لباس یقه باز بپوشم چی می دانم؟

اگه بخواهم در مورد آفرینش بنویسم باز هم ملت همان حرف را می زنند و متاسفانه باز هم درست میگویند!چون اعتقاد کفرامیز من کاملاْ شخصی است و در قوطی هیچ عطاری پیدا نمیشود.

فکرش را که می کنم می بینم هیچی ندارم که در موردش حرف بزنم.گاهی چرند می نویسم و تمام دخترانی که سال تا سال یک کتاب هم نمی خوانند به اتفاق می گویند:قلمت حرف نداره"

 که از صد تا فحش برای آدم بدتر است!

چطوراست در مورد کتاب بنویسم؟در مورد "زندگی پنهانی زنبور ها".شاید همین لغت "پنهانی" بود که وسوسه ام کرد.یا شاید اعتماد مرد غرفه دار یا شاید خیلی ساده همه آدم ها ذاتاْ دزد و فاسد و قاتل و خائن هستند؟!

 

+ نوشته شده در شنبه سیزدهم خرداد 1385 15:2 توسط مهرگان |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X


ما سه نفریم !

بیشتر از نه سال است همدیگر را می شناسیم و دراین مدت بارها تصمیم گرفتیم کار متفاوتی انجام دهیم.در نهایت تمام آنها به خنده های زورکی ختم شد تا بار بعد که دور هم جمع شویم.این آخرین بار تصمیم بر این شد کار متفاوتی انجام ندهیم!وبلاگ بنویسیم.درست مثل بقیه!

قرار نیست مطلب مهمی بنویسیم.هیچ کدام از ما نویسندهء حرفه ای نیستیم.گاهی می نویسیم از سر دلتنگی یا برای خالی نبودن عریضه.شاید نوشته هایمان در حد مرور خاطرات بماند یا نقد یک کتاب شود یا گیس و گیس کشی......


صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

آذر 1386

آبان 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385


نویسندگان

...

تیرگان
مهرگان
ماهیار


پیوندها

وروجک سر گردان
ذهن...؟
قصه ( فعلا خارج از صفه ! )
پری نامه


    تعداد بازديدها:

Night Skin:طراح قالب
POWERED BY: BLOGFA.COM

RSS