|
گناه مردان داستان ماهیار تربیت نشدنشان است و غریزه ی وحشی شان . غریزه در وجود همه ما وحشی است منتها ما آگاهانه تربیت اش می کنیم تا در زمان و مکان مورد نیاز آزادش کنیم ؛ اما رفتار ها یکسان است هر تماس عاشقانه اگر در غیر از حالت عاشقانه اش دیده شود یک تجاوز است.... کافه شلوغ بود ، بو های مختلف بینی ام را پر کرده بود. در هر گوشه کافه از میز های دو نفره پچ پچ ترسانی به گوش می رسید. من هم پشت یک میز نشسته بودم و منتظر آقای روشنفکریان بودم و بالاخره بعد از چند دقیقه پیروز مندانه در حالی که دو فنجان قهوه به همراه می آورد رو به روی ام نشست. نمی دانم چرا دعوت اش را قبول کرده بودم مدت ها خودم را از هر هم نشینی با جنس مخالف دور کرده بودم . رو شنفکریان را چند بار در دانشگاه دیدم و هر بار با هم در گیر بحثی طولانی شدیم و در دلم احساس خوشایندی نسبت به او نداشتم . تا این که این دفعه بعد از یک بحث طولانی من را به نوشیدن یک فنجان قهوه دعوت کرد .... گفت : سیگار؟ _ نه نمی کشم _ اوه چرا ؟ من از خانم هایی که سیگار می کشند خیلی خوشم می آید! _ از چه چیزشان؟ اغوا گری شان یا جسارت شان؟ نگاهی به من انداخت ، و با لحن مظلو مانه ای گفت : البته جسارتشان! سیگار را روشن کرد و ادامه داد برویم یه ادامه بحث مان پک عمیقی به سیگار زد و دود میان من و او دیوار سفیدی درست کرد. به صندلی تکیه داد و از بالای عینک نگاهی به من انداخت : شما معمار ها باید دنیا را از زاویه متفاوتی ببینید _ ؟ _ مثلا شما هیج وقت از دیدگاه نماد و نشانه شناسی به معماری قدیم نگاه کرده اید؟ نه این بررسی های متداول که خیلی هم تکراری شده اند.... _ خوب....؟ _ به عنوان مثال همین گنبد هایی که در دوره اسلامی در این سرزمین رایج شدند... _ البته از دوره ساسانی _ ... همیشه از این دید گاه با گنبد بر خورد می شده که گنبد نماد تعالی بشر به سوی آسمان است اما خود من با دقتی که در این مساله کردم دیدم که این گنبد ها شباهت زیادی به پستان زنان دارد یک نماد با مفهوم کاملا زمینی ساکت شد به سیگار پکی زد نوک سیگار قرمز شد و بعد دوباره دود اطرافمان را پر کرد. اولین بارش نبود اصرار عجیبی داشت که در هر جایی گریزی به نماد های جنسی بزند اما این بار حال عجیبی داشت در دل گفتم لابد الان می خواهی بگویی سکس مهم ترین مساله زندگی است.... _ به نظر من مهم ترین مساله زندگی ... مکثی کرد سیگار را در زیر سیگاری فشار داد زبانش را روی لبانش کشید و ادامه داد : مهم ترین مساله سکس است همین مثال عمق نفوذ آن را از زندگی روز مره در هنر نشان می دهد _.... _ چرا ساکتی؟ البته شما تجربه کمی دارید باید در این زمینه ها بیشتر مطالعه کنید ولی مصاحبت با شما برایم خیلی لذت بخش است _ از مصاحبت آقایان لذت نمی برید؟ _اوه چه فرقی می کند به خصوص که خانم ها این دوره با هوش تر و فهمیده تر اند _ و جذاب تر . یک لبخند پهن و گشاد تحویلش دادم _ و البته جذاب تر دستش روی دستم بود و نگاهش که به من دوخته شده بود دیگر چیز دیگری می خواست. _ شما باید بیشتر در این زمینه ها مطالعه کنید می توانیم با هم ارتباط بیشتری داشته باشیم _ چه ارتباطی؟ _خوب یک ارتباط کاملا دوستانه می توانیم با هم همه مسایل شما را حل کنیم نگاهش کردم سری کم مو با اندک مو هایی که در شقیقه ها دیگر سفید شده بود بینی پهن و دهان کوچک با چشم هایی که به من خیره شده بود دست هایی زنانه بدنی قوز کرده و نحیف که هیچ کدامشان هیچ احساسی در من بیدار نمی کرد . دستم را از زیر دستش که که خیس عرق بودو می لرزید بیرون کشیدم کیفم را بر داشتم و بلند شدم از کافه که بیرون آمدم برایش دست تکان دادم و رفتم . قوز کرده بود و سیگار می کشید. + نوشته شده در شنبه سیزدهم خرداد 1385 22:48 توسط تیرگان |
|
| ||||||