|
گرما بیداد می کنه کاش می شد از این شهر فرار کرد . از بیرون که میام دوست دارم جیغ بکشم و می کشم . لحظه ای بعد خانم همسایه که یک پیرزن تنهاست و فارسی را با دستور زبان ترکی حرف می زنه در خونه رو می زنه
- چی شده دختر خانم ( این اسم منه ها !!!) در حالی که از شدت گرما حتی نمی تونم خجالت بکشم می گم : گرممه ! - ا مگه کولر نداره؟ ( ترجمه: ندارید ) - روشنه . تازه از بیرون آمدم - ای وای.... ..... میره داخل خونه و برمی گرده واسم یه بستنی آورده : بیا بخور خنک شم ( ترجمه: بشی ) تو هم مثه نوه خودتون! (ترجمه: خودم) + نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم تیر 1385 17:51 توسط تیرگان |
|
| ||||||