|
گاهی آدم دلش می خواهد "کوری" بخواند.احساس می کند لازم است فکر کند کور است.شناور در دنیایی شیری رنگ.متکی به یک نفر یا حتی دفن شده در تعفنش.گاهی آدم احساس نیاز می کند که فکر کند همه کور هستند. کسی او را نمی بیند .بی توجه شود نسبت به کثافتی که وجود همه را گرفته است.نسبت به آن همه حقارت.گاهی آدم واقعاْ به عادت نیاز دارد. بادبادک باز را می خوانم. + نوشته شده در شنبه بیست و هفتم آبان 1385 20:0 توسط مهرگان |
|
| ||||||