تبليغاتX
یک سبد خالی - بعد از آنالیز

یک سبد خالی

با ماهیار از دانشگاه بر می گردیم.غروب روز جمعه است.pink floyd "آه سوزانا" را می خواند.دقیقاً این نیست.نمی دانم چه می خواند اما مرا یاد "آه سوزانا" می اندازد.تا به حال "آه سوزانا" را نشنیده ام.اما می دانم باید چیزی شبیه این باشد.ماشین توی گودالی که تازه کنده اند می افتد.نوار خش بر می دارد و ساکت می شود.آفتاب می افتد توی چشمم.چشمانم را تنگ می کنم.به ماهیار توضیح می دهم:الان سوزانا را دزدیدن و من ناراحتم.می کوبم روی فرمان ماشین:لعنت به زندگی تو شرق وحشی.ماهیار  می خندد.بلند می گویم:نجاتت می دم سوزانا و تو جک ریواز مواظب خودت باش!

ماهیار سر تکان می دهد.می داند من حرف مفت زیاد می زنم!

+ نوشته شده در شنبه چهارم آذر 1385 19:15 توسط مهرگان |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X


ما سه نفریم !

بیشتر از نه سال است همدیگر را می شناسیم و دراین مدت بارها تصمیم گرفتیم کار متفاوتی انجام دهیم.در نهایت تمام آنها به خنده های زورکی ختم شد تا بار بعد که دور هم جمع شویم.این آخرین بار تصمیم بر این شد کار متفاوتی انجام ندهیم!وبلاگ بنویسیم.درست مثل بقیه!

قرار نیست مطلب مهمی بنویسیم.هیچ کدام از ما نویسندهء حرفه ای نیستیم.گاهی می نویسیم از سر دلتنگی یا برای خالی نبودن عریضه.شاید نوشته هایمان در حد مرور خاطرات بماند یا نقد یک کتاب شود یا گیس و گیس کشی......


صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

آذر 1386

آبان 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385


نویسندگان

...

تیرگان
مهرگان
ماهیار


پیوندها

وروجک سر گردان
ذهن...؟
قصه ( فعلا خارج از صفه ! )
پری نامه


    تعداد بازديدها:

Night Skin:طراح قالب
POWERED BY: BLOGFA.COM

RSS