تبليغاتX
یک سبد خالی - وی وی دوست داشتنی !

یک سبد خالی

   خودت را خانه نشین می کنی به بهانه درس خواندن و ان وقت همدم ات می شود  سیستم ( که همین طور الکی "وی وی " صداش می کنی) و  اینترنت ،دوست داشتنی لعنتی !! و همه دوست های مجازی که باهاشون حرف می زنی و در دل می کنی و حتی تو مهمونی ها ازشون نقل قول میکنی انقدر که عمه جان می پرسه : خب ! این ... خانم ، حالا چه شکلیه؟ چند سالشه؟  و تو جواب میدی که : نمی دونم ! راستش تا حالا ندیدمش !

    همه این ها رو داشته باشین تا روزی که "وی وی " عزیز ناگهان خاموش بشه و دیگه روشن نشه ! و همون شب وقتی به ستاره ها نگاه می کنی ،  انگار که همه ستاره ها دارن گریه می کنن!

    خب ! حقیقتش دل هر دو تامون براش تنگ شد هم من ، هم امین ! هر شب به جای خالیش زل می زدیم ! حالمون درست حال دو تا آدمی بود که نفر سوم خانواده شون رو از دست داده باشن.....

 

پ.ن ۱: احساس می کنم حالم خیلی خوب نیست! شما چطور ؟

پ.ن ۲: الان ۲ ساعتی هست که وی وی دوباره به جمع ما برگشته ! من که نمی تونم ازش دل بکنم !

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم آذر 1385 2:37 توسط تیرگان |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X


ما سه نفریم !

بیشتر از نه سال است همدیگر را می شناسیم و دراین مدت بارها تصمیم گرفتیم کار متفاوتی انجام دهیم.در نهایت تمام آنها به خنده های زورکی ختم شد تا بار بعد که دور هم جمع شویم.این آخرین بار تصمیم بر این شد کار متفاوتی انجام ندهیم!وبلاگ بنویسیم.درست مثل بقیه!

قرار نیست مطلب مهمی بنویسیم.هیچ کدام از ما نویسندهء حرفه ای نیستیم.گاهی می نویسیم از سر دلتنگی یا برای خالی نبودن عریضه.شاید نوشته هایمان در حد مرور خاطرات بماند یا نقد یک کتاب شود یا گیس و گیس کشی......


صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

آذر 1386

آبان 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385


نویسندگان

...

تیرگان
مهرگان
ماهیار


پیوندها

وروجک سر گردان
ذهن...؟
قصه ( فعلا خارج از صفه ! )
پری نامه


    تعداد بازديدها:

Night Skin:طراح قالب
POWERED BY: BLOGFA.COM

RSS